عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

694

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

كردار خلق است آنچه كرده‌اند از خير و شر ميداند . وَ ما خَلْفَهُمْ و آنچه اكنون كنند كه هنوز نكرده‌اند همه ميداند . وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ - هذا كقوله وَ لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً جاى ديگر گفت عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ هيچ پيغامبر و هيچ فريشته به هيچ چيز از علم و دانش اللَّه نرسند مگر به آن كه اللَّه خواهد كه دانند ، ايشان را بر آن دارد و به آن بياگاهاند تا بدانند و دليل باشد بر ثبوت نبوت و صحت رسالت ايشان . وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ - يقال - وسع فلان الشّىء يسعه سعة اذا احتمله و اطاقه و امكنه القيام به . و يقال - لا يسعك هذا اى لا تطيقه و لا تحتمله . وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ - معنى آنست كه هفت آسمان و هفت زمين در كرسى مىگنجد و به آن ميرسند . روى كرسى اللَّه زبر هفتم آسمان است زير عرش ، و كرسى از زراست ، و گويند از مرواريد . حسن بصرى گفت : كرسى - عرش - است و - عرش - كرسى ، و درستر آنست كه عرش - سقف بهشت است و - كرسى - بيرون از آنست ، و حملهء عرش ديگراند و حملهء كرسى ديگر ، و حملهء كرسى چهار فريشته‌اند : يكى به صورت آدمى ، ديگر به صورت گاو ، سوم به صورت شير ، چهارم به صورت كركس ، و ميان حملهء عرش و حملهء كرسى حجابها فراوانست از نور و ظلمت و آب و برف ، از حجاب تا بحجاب پانصد ساله راه ، و اگر نه اين حجب بودى ، حملهء كرسى در نور حملهء عرش بسوختندى . و در خبر است كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلم بو ذر را گفت « يا با ذر ما السماوات و الارض و ما فيهن الكرسى الا كحلقة القاها ملق فى فلاة . و ما الكرسى فى العرش الا كحلقة القاها ملق فى فلاة ، و جميع ذلك فى قبضة اللَّه عز و جل كالحبّة ، و اصغر من الحبّة فى كف احدكم » آن روز كه اين آيت آمد . جماعتى از ياران گفتند يا رسول اللَّه هذا الكرسى وسع السماوات و الارض فكيف بالعرش ؟ فانزل اللَّه عز و جل ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ و درست از ابن عباس كه گفت - الكرسى موضع قدميه ، و العرش لا يقدر